خیابان اسلام

 

                  

دوازده قرن است که به دنبال 313 یار می گردد.



ارسال در تاریخ چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 توسط بن بست
خواستم به شما که منتظر روشن شدن چراغ سبزید تا وارد خیابان اسلام بشوید بگویم :
 این شاهین اسم یک گونه نادر است که جزء حیوانات هم نیست وحتی این روزها شاهین (پرنده)دارد دنبال اسم دیگری می گردد تا نفرت خود را از این خواننده اعلام کند .
دوم آنکه این گونه نادر ایرانی نیز نیست چرا که ایرانی دارای عقل وفهم وقدر شناسی است ایرانی ها دارای طینت پاک سرشت پاکیزه اند ،وقتی سر سفره و خان کسی نمک می خورند نمکدان رانمی شکنند، ایرنیان عاشق ودلباخته واز همه بالا تر شیعه اهل البیت  اند ولی فلانی از ما نیست ما خاک نعلین امام هادی(ع) را سرمه چشمانمان می کنیم و مانند سلمان چشم به خم ابروی ولیمان داریم تا با اذن اوشمشیر ها را از قلاف خارج کنیم.


ارسال در تاریخ سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 توسط چراغ سبز


بسم رب النور بسم رب العشق
بسم رب الهادی المهدی
آن که شعر و هرچه موسیقی ست
نذر درگاهش
آن که پاکان هنر در پای او سجاده افکندند
بسم رب العشق
آن که حافظ ها و سعدی ها
عشق او و آل او را بر زبان دارند
بسم رب الهادی المهدی
صاحب عصری که عالم وامدار اوست
گرچه دجالان بدآهنگ
گرچه شیطان های بد ترکیب
داردار و واق واق خویش را آواز می گویند
این نه موسیقی ست
این نه شعر و نه ترانه
این همه فحش است
این فضیحت نامه ی صهیون و آمریکاست
بچه های نطفه هایی از لجن روییده در مرداب
کارگردان
استخوانی پرت خواهد کرد
پیش دم جنبانی چلپاسه ای بدبو
آن دَل هرجایی یابو
مزد وق وق کردن سگهای بی اصل و نسب این است
مزد سگدوخوانی این از شغالان بدصداتر
مزد این چندین دهان بی چاک
استخوانی
مزد این مزدورهای مست عیاشش
فکر چندین جایزه از دست خام چند خاخام اند
جایزه در راستای فکرهایی از جنابت تا جنایت پُر
جایزه در راستای گنده گویی ها و چیزی از همین هایی که می دانید و می دانند
پولهای هرزه سهم حنجر بدبوی فحاشش
مرتدند اینان نه یک تن شان
مرتد اول همین بالاترین با بچه های تخس بی مادر
با همان اصحاب یک پاشان به اسرائیل
با همان مسئول کلاشش
مرتد دوم کارگردان چنین آهنگ بد آهنگ
مرتد سوم همین خفاش عیاشش ...
مانده آن سو مادری چشم انتظار راه
مادری شرمنده ی شاهین...
نه ، خفاشش!
شعر از علیرضا قزوه



ارسال در تاریخ سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 توسط چراغ سبز

 زیر پایت که هیچ

                         تمام وجودت بهشت است

                                                               مادر



ارسال در تاریخ جمعه 22 اردیبهشت 1391 توسط بن بست
- بابا خسته شدم از این زندگی یک رنگ.از این روزمرگی.از این کارهای تکراری.هر روز سردتر و تاریکتر و بی روح تر از دیروز. آخه تا کی؟ تا کجا باید ادامه بدم؟ دیگه کم آوردم. دیگه نمی تونم. طاقتم سر اومده.به اینجام رسیده. حالم از همه چیز به هم میخوره. دیگه از هیچی لذت نمیبرم. برای چی باید زنده باشم؟ برای کی باید عرق بریزم؟ کله ی صبح تا نصف شب مثل چی جون  میکّنّم واسه چندرغاز که با هزار منّت بذارن کف دستم. عین یه حمال کار میکنم ولی آخرش هم برای نون شبم موندم. آخه چرا؟ چرا باید اینقدر بد بخت باشم؟ مگه چه گناهی کردم که تاوونش اینه؟ گیر کار کجاست؟ اشکال از چیه؟ نمیفهمم! دیگه از همه چیز متنفرم.از خودم،از این زندگی نکبت بار،از...! دیگه به چه امیدی باید نفس بکشم؟.....!

- بغض بدجوری گلوش رو میفشرد. دیگه نتونست تحمل کنه.سرش رو گذاشت روی دیوار.بغضش ترکید.زد زیر گریه.صدای هق هق و نالش همه جا رو برداشته بود.داد میزد و اشک میریخت. گذاشتم گریش تموم بشه. کمی آروم تر شد؛ رفتم جلو........!




منتظر ادامه ی داستان باشید...!
اگه دوست داشتید شما هم میتونید به سلیقه ی خودتون ادامش بدید! اگه شما بودید بهش چی میگفتید؟....




طبقه بندی: داستان كوتاه،
ارسال در تاریخ سه شنبه 19 اردیبهشت 1391 توسط م ج


ارسال در تاریخ دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 توسط بن بست
علامه عظیم‌الشأن حضرت آیت‌الله حسن‌زاده آملی در استقبال از رهبر انقلاب، جلوی حضرت آقا دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب می‌كنند.

حضرت آقا ناراحت شده و به علامه می‌فرمایند این كار را نكنید.

علامه حسن‌زاده می فرمایند: «اگر یك مكروه از شما سراغ داشتم این كار را نمی‌كردم.»

حضرت علامه حسن‌زاده پیرامون حضرت آفا فرموده‌اند: «گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ایشان گوش‌شان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است.»



ارسال در تاریخ یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 توسط بن بست

سلام

همون طوری که در پست قبلیم گفتم وظیفه توده مردم و بچه حزب اللهی های محصل حمایت از تولید ملیست، اما  در این مسیر چه باید کرد؟ من دو مورد اساسی را ذکر می کنم:

1.خرید کالای ایرانی در جایی که مشابه داخلی وجود دارد.

یکی از رفقا می گفت: آقا گفته اند در جایی که کالای ایرانی مثل کالای خارجی است، ایرانی را بخرید. و حال این که وقتی آقا اسم یک سال را این موضوع قرار داده اند یعنی این که این موضوع به قدری اهمیت دارد که حداقل یک سال تمام، مردم و مسئولین کشور باید به صورت جهادی با این مطلب برخورد نمایند، پس نمی توان این موضوع را صرفا در مواردی که کالای ایرانی برابر با کالای خارجی است محدود کرد، بلکه باید برای بهبود کالای ایرانی، مقداری هزینه پرداخت نماییم و این هزینه، یک بار در چهارچوب کم کیفیت تر بودن نسبی و قابل اغماض کالای داخلی خود را نشان می دهد و یک بار در چهارچوب بالاتر بودن قیمت کالای داخلی.
توجه داشته باشید منظور این نیست که شرکت ها به همین وضعیت تولیدشان ادامه دهند بلکه آنها هم در سایه حمایت مردم باید محصولات خود را رشد دهند و دولت هم بر کار آنها نظارت نماید.
  

2.نخریدن کالاهای خارجی غیر ضروری و نیمه ضروری در جایی که مورد مشابه داخلی وجود ندارد.

هیچ الزامی ندارد تمام کالاهایی را که تا امروز خریداری می کرده ایم، هنوز هم خریداری نماییم.
برخی از کالاها مشابه داخلی ندارند مثلا کافی میکس تا چندی پیش مشابه داخلی نداشت ولی این مشابه داخلی نداشتن دلیل نمی شود که ما به سمت کالای خارجی برویم بلکه تا می شود باید کشور را بی نیاز از واردات کالای خارجی نماییم.

  



ارسال در تاریخ یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 توسط بن بست
سلام
به خاطر اینکه دوستانی مثل این دوست بی راهه مون به بی راهه نروند و تفسیر خاص از بیان نکنند شما رو به مطلب زیر توجه میدهم.
صاحب المیزان در ذیل این ایه میفرماید:كلمه ((بیان )) در جمله مورد بحث به معناى پرده بردارى از هر چیز است ، و مراد از آن در اینجا كلامى است كه از آنچه در ضمیر هست پرده بر مى دارد، و خود این از عظیم ترین نعمت هاى است ، و تعلیم این بیان از بزرگترین عنایات خدایى به انسان هااست ، (آرى این كه خداى سبحان ابزار سخن گفتن را به ما داده ، و طرز آن را به ما آموخته ، تا آنچه در دل خود داریم به دیگران منتقل كنیم ، و به آنها بفهمانیم كه چه مى خواهیم و چه مى فهمیم ، به راستى از عظیم ترین نعمت ها است
)


طبقه بندی: گفت و گو،
ارسال در تاریخ شنبه 16 اردیبهشت 1391 توسط پلیس راه
خیلی ممنونم از دوستانی که جواب دادن
هرچقدر سرمایه با ارزشتر باشه نگه داری آن سخت تره و از بین رفتن آن نعمت بیشتر انسان رو اذیت میکنه
انسان هم موجودی است دارای نعمت ها و سرمایه های درونی بسیار حال باید ببینیم مهترین قسمت این آفریده چیست؟ تا با شناخت آن بتوانیم بیشتر در مراقبت و نگه داری ان بکوشیم و پا در جاده ی بد بختی نگذاریم.
به محضر قران برسیم
خداوند تبارک و تعالی در سوره ی الرحمن میفرماید:
الرحمن.علم القرآن.خلق الانسان .علمه البیان
تا به حال شده  با خودمون فکر کنیم واقعا چه حکمتی داشته که خداوند بعد از ذکر نام خودش و خلقت انسان سراغ زبان و سخن گفتن رفته است.چرا نفرمود.به اوشنوایی دادیم،یا نه بینایی دادیم،این نشانه ی بزرگی و اهمیت این نعمت الهی دارد نعمتی که بنا به فرموده ی امیر مومنان در نهج البلاغه جرمش(وزنش) کم است اما جرمش(گناهش) زیاد است.



ارسال در تاریخ جمعه 15 اردیبهشت 1391 توسط پلیس راه
(تعداد کل صفحات:7) 1 2 3 4 5 6 7

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود آهنگ