
دوازده قرن است که به دنبال 313 یار می گردد.
این شاهین اسم یک گونه نادر است که جزء حیوانات هم نیست وحتی این روزها شاهین (پرنده)دارد دنبال اسم دیگری می گردد تا نفرت خود را از این خواننده اعلام کند .
دوم آنکه این گونه نادر ایرانی نیز نیست چرا که ایرانی دارای عقل وفهم وقدر شناسی است ایرانی ها دارای طینت پاک سرشت پاکیزه اند ،وقتی سر سفره و خان کسی نمک می خورند نمکدان رانمی شکنند، ایرنیان عاشق ودلباخته واز همه بالا تر شیعه اهل البیت اند ولی فلانی از ما نیست ما خاک نعلین امام هادی(ع) را سرمه چشمانمان می کنیم و مانند سلمان چشم به خم ابروی ولیمان داریم تا با اذن اوشمشیر ها را از قلاف خارج کنیم.
بسم رب النور بسم رب العشق
بسم رب الهادی المهدی
آن که شعر و هرچه موسیقی ست
نذر درگاهش
آن که پاکان هنر در پای او سجاده افکندند
بسم رب العشق
آن که حافظ ها و سعدی ها
عشق او و آل او را بر زبان دارند
بسم رب الهادی المهدی
صاحب عصری که عالم وامدار اوست
گرچه دجالان بدآهنگ
گرچه شیطان های بد ترکیب
داردار و واق واق خویش را آواز می گویند
این نه موسیقی ست
این نه شعر و نه ترانه
این همه فحش است
این فضیحت نامه ی صهیون و آمریکاست
بچه های نطفه هایی از لجن روییده در مرداب
کارگردان
استخوانی پرت خواهد کرد
پیش دم جنبانی چلپاسه ای بدبو
آن دَل هرجایی یابو
مزد وق وق کردن سگهای بی اصل و نسب این است
مزد سگدوخوانی این از شغالان بدصداتر
مزد این چندین دهان بی چاک
استخوانی
مزد این مزدورهای مست عیاشش
فکر چندین جایزه از دست خام چند خاخام اند
جایزه در راستای فکرهایی از جنابت تا جنایت پُر
جایزه در راستای گنده گویی ها و چیزی از همین هایی که می دانید و می دانند
پولهای هرزه سهم حنجر بدبوی فحاشش
مرتدند اینان نه یک تن شان
مرتد اول همین بالاترین با بچه های تخس بی مادر
با همان اصحاب یک پاشان به اسرائیل
با همان مسئول کلاشش
مرتد دوم کارگردان چنین آهنگ بد آهنگ
مرتد سوم همین خفاش عیاشش ...
مانده آن سو مادری چشم انتظار راه
مادری شرمنده ی شاهین...
نه ، خفاشش!
شعر از علیرضا قزوه
زیر پایت که هیچ
تمام وجودت بهشت است
مادر

- بغض بدجوری گلوش رو میفشرد. دیگه نتونست تحمل کنه.سرش رو گذاشت روی دیوار.بغضش ترکید.زد زیر گریه.صدای هق هق و نالش همه جا رو برداشته بود.داد میزد و اشک میریخت. گذاشتم گریش تموم بشه. کمی آروم تر شد؛ رفتم جلو........!

اگه دوست داشتید شما هم میتونید به سلیقه ی خودتون ادامش بدید! اگه شما بودید بهش چی میگفتید؟....
طبقه بندی: داستان كوتاه،
حضرت آقا ناراحت شده و به علامه میفرمایند این كار را نكنید.
علامه حسنزاده می فرمایند: «اگر یك مكروه از شما سراغ داشتم این كار را نمیكردم.»
حضرت علامه حسنزاده پیرامون حضرت آفا فرمودهاند: «گوشتان به دهان رهبر باشد. چون ایشان گوششان به دهان حجتبنالحسن(عج) است.»
سلام
همون طوری که در پست قبلیم گفتم وظیفه توده مردم و بچه حزب اللهی های محصل حمایت از تولید ملیست، اما در این مسیر چه باید کرد؟ من دو مورد اساسی را ذکر می کنم:
1.خرید کالای ایرانی در جایی که مشابه داخلی وجود دارد.
یکی از رفقا می گفت: آقا گفته اند در جایی که کالای ایرانی مثل کالای خارجی است، ایرانی را بخرید. و حال این که وقتی آقا اسم یک سال را این موضوع قرار داده اند یعنی این که این موضوع به قدری اهمیت دارد که حداقل یک سال تمام، مردم و مسئولین کشور باید به صورت جهادی با این مطلب برخورد نمایند، پس نمی توان این موضوع را صرفا در مواردی که کالای ایرانی برابر با کالای خارجی است محدود کرد، بلکه باید برای بهبود کالای ایرانی، مقداری هزینه پرداخت نماییم و این هزینه، یک بار در چهارچوب کم کیفیت تر بودن نسبی و قابل اغماض کالای داخلی خود را نشان می دهد و یک بار در چهارچوب بالاتر بودن قیمت کالای داخلی.
توجه داشته باشید منظور این نیست که شرکت ها به همین وضعیت تولیدشان ادامه دهند بلکه آنها هم در سایه حمایت مردم باید محصولات خود را رشد دهند و دولت هم بر کار آنها نظارت نماید.
2.نخریدن کالاهای خارجی غیر ضروری و نیمه ضروری در جایی که مورد مشابه داخلی وجود ندارد.
هیچ الزامی ندارد تمام کالاهایی را که تا امروز خریداری می کرده ایم، هنوز هم خریداری نماییم.
برخی از کالاها مشابه داخلی ندارند مثلا کافی میکس تا چندی پیش مشابه داخلی نداشت ولی این مشابه داخلی نداشتن دلیل نمی شود که ما به سمت کالای خارجی برویم بلکه تا می شود باید کشور را بی نیاز از واردات کالای خارجی نماییم.
به خاطر اینکه دوستانی مثل این دوست بی راهه مون به بی راهه نروند و تفسیر خاص از بیان نکنند شما رو به مطلب زیر توجه میدهم.
صاحب المیزان در ذیل این ایه میفرماید:كلمه ((بیان )) در جمله مورد بحث به معناى پرده بردارى از هر چیز است ، و مراد از آن در اینجا كلامى است كه از آنچه در ضمیر هست پرده بر مى دارد، و خود این از عظیم ترین نعمت هاى است ، و تعلیم این بیان از بزرگترین عنایات خدایى به انسان هااست ، (آرى این كه خداى سبحان ابزار سخن گفتن را به ما داده ، و طرز آن را به ما آموخته ، تا آنچه در دل خود داریم به دیگران منتقل كنیم ، و به آنها بفهمانیم كه چه مى خواهیم و چه مى فهمیم ، به راستى از عظیم ترین نعمت ها است )
طبقه بندی: گفت و گو،
هرچقدر سرمایه با ارزشتر باشه نگه داری آن سخت تره و از بین رفتن آن نعمت بیشتر انسان رو اذیت میکنه
انسان هم موجودی است دارای نعمت ها و سرمایه های درونی بسیار حال باید ببینیم مهترین قسمت این آفریده چیست؟ تا با شناخت آن بتوانیم بیشتر در مراقبت و نگه داری ان بکوشیم و پا در جاده ی بد بختی نگذاریم.
به محضر قران برسیم
خداوند تبارک و تعالی در سوره ی الرحمن میفرماید:
الرحمن.علم القرآن.خلق الانسان .علمه البیان
تا به حال شده با خودمون فکر کنیم واقعا چه حکمتی داشته که خداوند بعد از ذکر نام خودش و خلقت انسان سراغ زبان و سخن گفتن رفته است.چرا نفرمود.به اوشنوایی دادیم،یا نه بینایی دادیم،این نشانه ی بزرگی و اهمیت این نعمت الهی دارد نعمتی که بنا به فرموده ی امیر مومنان در نهج البلاغه جرمش(وزنش) کم است اما جرمش(گناهش) زیاد است.
